FTP         E-Mail      بازگشت

     

 

فهرست

نهضت راست مسيحي آمريکا و اسلام

 

اين اثر توسط مرکز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه‌السلام منتشر شده و براي چاپ در مجله پيام صادق توسط تحريريه اين نشريه تلخيص شده است.

 

بخش اول:

نهضت راست مسيحي آمريکا

 

ريشه‌هاي تاريخي و عقيدتي: نيم نگاه

در طي دو دهه 1960 و 1970 تغييرات فرهنگي گسترده اي در آمريكا پديد آمد؛ منازعات بر سر حقوق مدني، مخالفت با جنگ ويتنام، فرهنگ جايگزين براي جوانان، جنبش آزادي زنان، ‌انقلاب جنسي، ظهور اديان جديد (كه اكثراً اديان باستاني بودند)، تصميمات "ديوان عالي آمريكا" در راستاي تحولات جديد و به نفع حقوق همجنس بازان و طرح "بازنگري قانون اساسي براي تساوي حقوق زن و مرد". از طرف ديگر ديوان عالي كشور نيز نماز و دعاي عمومي (و نه خصوصي) و قرائت انجيل را در مدارس در سال 1942 ممنوع كرد، سقط جنين را در سال 1973 قانوني اعلام كرد و دخالت دولت در دانشگاه‌هاي خصوصي مسيحي را در سال 1971 ساماندهي كرد. در پي بروز چنين مسائلي بود كه محافظه كاران، قدرتمندانه در دفاع از ارزش هاي سنتي، فرهنگي و اجتماعي در مقابل جامعه ملحد- كه معيارهاي اخلاقي ثابت را با نظام نسبي‌گرايي عوض كرده بود- خروشيدند.

مهمترين ايده و تفكر حاكم بر پروتستانهاي محافظه كار كه پايگاه اصلي شكل دهنده نهضت راست مسيحي مي‌باشد، مفهوم "تدبير گرايي" است. تدبير (Dispensation) كه خود اصالتاً كلمه اي لاتين به معناي "يك دوره زماني است كه انسان در آن از جهت فرمانبرداري و اطاعت در قبال برخي دستورات الهي آزمايش مي شود. براين اساس خداوند متعال تاريخ را در مسير ظهور مسيح به حركت وا مي‌دارد و دوره‌هاي خاصي را بر آن تحميل مي‌كند كه تاريخ لاجرم از آن گذر خواهد كرد تا آنكه نهايتاً مسيح ظهور كند و هزار سال بر جهان حكومت نمايد. اما انسان از جهت اين حركت بي اطلاع است و مسير را نمي‌داند.

در کنار تدبيرگرايي، دومين اصل تفكر راست مسيحي، اصل عصمت و لغزش ناپذيري كتاب مقدس است. اين بدان معني است كه آيات كتاب مقدس را بايد كلمه به كلمه فهميد و هر كلمه داراي جايگاه و اهميت مي باشد.

مسائل اجتماعي

راست مسيحي بر اين باور است كه جامعه آمريكا بر لبه فروپاشي و حتي انقراض قرار گرفته است. علت اين عاقبت شوم نيز سست شدن پايه‌هاي اخلاقي جامعه است؛ يعني همان چيزي كه قدرت جهاني روم را نيز به زير كشيد. ريشه پديد آمدن اين جامعه غير اخلاقي، از نظر راست مسيحي، قبول ايده "سكولاريسم انسان محور" است. اين ايده كه فرزند مدرنيسم است، با كنارگذاشتن خداوند متعال از  حساب‌ها و تحليل‌ها، انسان خود محور و گناهكار را در مركز توجه خود قرار داده است. تنها يك روز بعد از عمليات تروريستي 11 سپتامبر، پت رابرتسون و جري فالول دو تن از رهبران شاخص راست مسيحي، همراه با هم در برنامه "كلوپ 700" در شبكه تلويزيوني مسيحي سي.بي.ان كه از مهمترين ابزارهاي تبليغي اين جريان است شركت كردند. در اين برنامه جري فالول گفت: "خداوند به برداشتن پرده ادامه مي‌دهد و به دشمنان آمريكا اجازه مي‌دهد تا آنچه را احتمالاً شايسته ماست عليه ما انجام دهند." وي در ادامه گفت: "طرفداران سقط جنين، فمينيستها، همجنس گرايان كه فعالانه به دنبال تغيير راه و رسم زندگي هستند، اتحاديه آزادي‌هاي مدني آمريكا و تمام آنهايي که كوشيده‌اند تا آمريكا را به يك كشور عرفي (سكولار) تبديل كنند؛ همه آنها را مورد خطاب قرار مي‌دهم و به آنها مي‌گويم كه شما به وقوع چنين حادثه‌اي كمك كرده‌ايد." لذا باتوجه به وجود شر اجتماعي، هدف عام راست مسيحي در سياست داخلي را بايد چنانچه خود مي‌گويند اعاده تسلط مسيحيان راستين يعني انجيليون بر كشور آمريكا و در نتيجه اخلاقي شدن دوباره جامعه دانست. در کل بايد گفت که "ارزش‌هاي سنتي" و "اخلاق"، كليد واژه‌هايي هستند كه راست مسيحي در جهت نيل به آنها تلاش مي‌كند. اما اگرچه اساس دستورکار راست مسيحي مربوط به جامعه داخلي آمريکاست، در عين حال، خود را محدود به مرزهاي جغرافيايي ايالت متحده نکرده و پا به صحنه جهاني مي گذارد. اين ورود به صحنه بين المللي و سياست خارجي عملا از اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 آغاز مي گردد.

 

متغير‌هاي دخيل در فهم سياست خارجي راست مسيحي

اصولاً‌ نهضت راست مسيحي در سياست خارجي خود داراي "ارزش هايي" است كه خصلت بنيادين دارند و در طي چند دهه فعاليت اين جنبش انسجام و استمرار قابل توجهي داشته‌اند. اين ارزش‌ها، صرفاً مخصوص راست مسيحي نيستند بلكه اصولاً ريشه در نگراني‌هاي جناح راست آمريكا دارند و لذا رگه هاي آن در دوران قبل از ظهور راست مسيحي نيز مشاهده مي شوند. در كنار ارزش‌هاي پايدار، مفهوم مهم ديگري به نام "متن"، يا همان فضا و چارچوب نيز وجود دارد كه عملاً ارزش‌ها در آن متن و چارچوب مورد پيگيري قرار مي‌گيرند. براساس اين روش، ‌مفهوم "ارزش" ‌بيانگر جهان بيني و انتظارات و اعتقادات راست مسيحي است و مفهوم "متن" نيز نشانگر دوره هاي زماني خاصي است و در واقع خصلت تاريخي دارد. مهمترين نقطه عطف در حوزه فعاليت سياست خارجي راست مسيحي، پايان جنگ سرد و وارد شدن به  دوره‌اي مي‌باشد كه نيروهاي جهاني شدن بر آن سلطه مي رانند.

لذا راست مسيحي با داشتن ارزش‌هايي پايدار، با قرار گرفتن در هر دوره زماني، تهديدهايي را براي خود جلوه گر مي‌بيند. در پاسخ به اين تهديدهاست كه شاهد برقراري اتحادهايي از طرف اين نهضت با ديگر گروه‌ها هستيم. بدين ترتيب، زنجيره ارزش هاي پايدار،‌ فضاي تنفس، تهديدهاي نوظهور و اتحادها، عملاً سياست خارجي راست مسيحي را شكل مي‌دهند.

زيرساخت فعاليت راست مسيحي را در حوزه سياست خارجي، مجموعه اي از ارزش‌هاي اساسي و يا جهت‌گيري‌ها تشكيل مي‌دهند كه در طي چند دهه فعاليت اين نهضت همواره حضور محسوس داشته‌اند. اين ارزش‌ها، و يا به عبارت ديگر متغيرها، عبارتند از: ملي‌گرايي يكجانبه، شيفتگي به هدايت انجيلي جهان، محافظه كاري اجتماعي و اعتقاد به پيشگويي هاي كتاب مقدس كه بطور خاص متمركز بر اسرائيل مي‌باشد. اگرچه وسايل دسترسي به اين اهداف و ارزش‌ها در گذر زمان تغيير كرده‌اند اما خود اين ارزش‌ها هماهنگي قابل توجهي با يکديگر دارند.

 

1) ملي گرايي يكجانبه

ايالات متحده آمريكا به خودي خود در نگاه راست مسيحي جايگاهي بارز دارد. براساس باور انجيلي‌ها، ظهور و سقوط هر ملتي، براساس اراده الهي است. لذا اگر ملتي همچون ملت آمريكا قدرتمند و مورد ستايش ديگران است، اين خود نشان دهنده اراده الهي و نگاه خاص باري تعالي است. آمريكا در نظر راست مسيحي عبارتست از "شهري بر روي تپه" ، "يگانه در ميان ملتها" و "چراغي فراروي جهان". خلاصه آنکه، آمريكا يك "كشور منجي" ‌است.

راست مسيحي با داشتن چنين نگاهي به جايگاه آمريكا،‌ با نگاهي به شدت ترديدآميز به هر رويكردي كه آزادي عمل ايالات متحده را محدود كند مي نگرد و مخالف آنست كه جايگاه اخلاقي آمريكا، همسان با ديگر كشورها به عنوان اعضاء‌ يك نظام بين‌المللي ترسيم شود. سازمان ملل متحد بعنوان نماد چنين رويكردي، اگرچه نه به عنوان اولين تهديد و هدف، اما بصورت مداوم مورد حمله راست مسيحي و پيشينيان آنها بوده است.

 

2)  هدايت انجيلي جهان

راست مسيحي در صحنه داخلي متكي بر شبكه‌هاي كليساهاي انجيلي است و اين شبكه‌ها به واسطه فعاليتهاي تبليغي و ديگر تماس‌ها داراي بُعد فراملي پراهميتي هستند. درواقع اگر بخواهيم ريشه تبليغ ديني را در كتاب مقدس جستجو كنيم به سمت حوادث آخرالزمان سوق داده مي‌شويم. براي برگشتن مسيح از آسمانها به زمين و ظهور وي، مجموعه‌اي از اتفاقات رخ خواهند داد. اولين گام در اين مسير، تبليغ و رساندن پيام انجيل به سراسر جهان است. براساس آمار سال 1996، حدود چهل و سه هزار و ششصد (43600 ) مبلغ آمريكايي در خارج از آمريكا به خدمت مشغول بوده‌اند كه اكثريت آنها از فرقه‌هاي محافظه كار پروتستان و سازمانهاي شبه كليسايي نزديك به راست مسيحي هستند. "مك آتير" از سران قديمي و پيشگامان راست مسيحي درباره نقش آمريكا در جهان مي‌گويد: "آمريكا تنها 6 درصد جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهد اما 75 درصد مبلغين مذهبي را در سطح جهان توليد مي‌كند."

 

3) محافظه كاري اجتماعي

راست مسيحي بعنوان مجموعه سازمانهايي كه حول دغدغه‌ها و نگراني‌هاي اجتماعي داخلي آمريكا مثل سقط جنين،‌ نقش جنسيت‌ها، صور قبيحه و همجنس بازي شكل گرفته داراي شيفتگي قابل فهمي در پديد آوردن ارتباط متقابلي بين سياست خارجي و آن دغدغه‌ها مي‌باشد. در مورد مسائل بين‌المللي از قبيل كنترل جمعيت، آموزش جنسي،‌ تساوي جنسيت ها، سياست مواجهه با ايدز و مهم‌تر از همه، ‌سقط جنين، راست مسيحي توجه خاصي به نوع عملكرد دولت آمريكا و همچنين سازمانهاي بين المللي دارد.

 

4) پيشگويي

ريشه دغدغه‌هاي بالا ـ كه به خودي خود نيز مهم مي‌باشدـ  انگيزه‌اي است كه توسط پيشگويي‌هاي انجيل فراهم آمده است. علاقه آمريكايي‌ها به پيشگويي‌هاي انجيل را مي‌توان از فهرست پرفروش‌ترين كتابها دريافت. كتاب "زمين، بزرگ سياره از دست رفته" اثر هال ليندسي در دهه 1970، پرفروش‌ترين كتاب، البته بعد از كتاب مقدس، بود. براساس پيشگويي هاي انجيل، بازگشت و ظهور حضرت عيسي عليه‌السلام  مشروط به تحقق سه واقعيت است. اول؛ توانايي بشر در نابودي حيات بشريت، دوم؛ زايش دوباره دولت يهودي و سوم پديد آمدن يك قدرت جديد در صحنه جهاني. دستيابي بشر به بمب اتم و پس از آن بمب هيدروژني، تاسيس دولت اسرائيل در 1948 و ظهور امپراتوري نوين روم در قالب اتحاديه اروپا،‌ از نظر راست مسيحي، گام‌هاي نهايي در حركت به سمت ظهور حضرت مسيح مي‌باشند.

هدايت انجيلي جهان و محافظه كاري اجتماعي نيز با تفسير پيشگويي‌هاي كتاب مقدس تقويت مي‌شوند. بزرگترين وظيفه مسيحيان از نظر انجيلي‌ها، رساندن پيام كتاب مقدس به سراسر جهان و ساختن حواريون مسيح در تمامي ملل مي‌باشد. تنها پس از پديد آمدن ميزان مشخصي از حواريون است كه شرايط بازگشت مسيح مهيا مي‌گردد. در فرجام شناسي راست مسيحي، نقش اسرائيل بسيار پررنگ است و وقتي پا را به صحنه سياست خارجي مي‌گذاريم لزوم حمايت همه جانبه از اسرائيل توسط آمريكا كاملاً‌ تصريح مي‌گردد. اسرائيل در سناريوهاي آخرالزمان نقش محوري دارد و حتي مورد توجه قرار گرفتن آمريكا توسط باري تعالي، به حمايت آمريكا از اسرائيل نسبت داده مي‌شود. جمله‌اي كه هميشه و همه جا در رابطه با روابط مبتني بر باورهاي انجيلي در ميان آمريكا و اسرائيل به چشم مي‌خورد جمله‌اي است كه جري فالول از سرشناس ترين رهبران راست مسيحي در سال 1981 گفته است: "مقابله با اسرائيل، مقابله با خداست."بدين لحاظ است كه راست مسيحي هميشه در منازعات فلسطيني- اسرائيلي جانب اسرائيل را گرفته و مطمئناً خواهد گرفت.

 

بخش دوم:

اسلام در جهان بيني راست مسيحي

 

پيروان فرقه انجيلي که در واقع جريان اصلي نهضت راست مسيحي را تشکيل مي دهند بر اين باورند که اسلام و مسيحيت نقاط اشتراک بسيار اندکي با يکديگر دارند. بر اساس نظرسنجي موسسه "پيو فورم" که در سال 2001 و در پي حوادث 11 سپتامبر انجام گرفت 62 درصد انجيلي  ها اعتقاد داشتند که دين آنها بسيار متفاوت از دين اسلام است. همچنين بر اساس نظرسنجي سال 2003موسسه "بيليف نت" از ميان رهبران انجيلي، 77 درصد آنها نگاهي منفي نسبت به اسلام داشتند. در اين ميان 70 درصد بر اين باور بودند که اسلام دين خشونت است. اما نکته جالب توجه آنکه 93 درصد آنها اعتقاد داشتند که در عين حال بايد از مسلمانان در جامعه آمريکا استقبال کرد و حقوق شان را محترم شمرد. اين در حالي است که اين نگاه در ميان غير انجيلي ها، 44 درصد بود. اين ديدگاه که مبتني است بر محکوميت اسلام از يک طرف و پذيرفتن مسلمانان در جامعه از طرف ديگر نشان دهنده آن است که نگاه منفي آنان ريشه در مباحث عقيدتي و نه نژادي و ملي گرايي دارد. به عبارت ديگر آنها مخالف اصل دين اسلام و آموزه هاي آن هستند.

 

نقطه عطف: 11 سپتامبر

اگر بخواهيم مباحث و ديدگاه هاي راست مسيحي را نسبت به اسلام بهتر بفهميم لازم است که بين دوره قبل و بعد از 11 سپتامبر تمايز قايل شويم. در واقع حوادث ماه سپتامبر 2001 نقطه عطفي در شکل دهي نگاه حاميان اين نهضت نسبت به اسلام محسوب مي‌شود. تا پيش از حوادث 11 سپتامبر و در واقع بطور خاص در دهه 1990، بيشتر کتاب ها و مقالات اين طيف در قالب تبليغ مسيحيت و انجيلي کردن جهان نوشته مي‌شد. بطور خاص آنها بيشتر بر دو نکته تاکيد مي کردند؛ اول، نقد تعاليم و آموزه هاي اسلام که در تقابل با آنچه مسيحيت مرسوم ادعا دارد (مثل تثليث، جايگاه و سرشت حضرت مسيح و ...) دوم، تاکيد بر اين مساله که خدايي که مسلمانان مي‌پرستند همان خدايي است که در عهد عتيق و عهد جديد معرفي شده و مسيحيان و يهوديان مي پرستند. در واقع در اين دوران هيچ بحثي از تروريسم و خشونت در اسلام نبود.

اما پس از 11 سپتامبر جهت گيري کتاب ها و مقالات تغيير کرد. در اين دوره شاهد تمرکز بر دو نکته مي باشيم. اول آنکه سرشت و ماهيت اسلام ذاتا خشن است و حوادث 11 سپتامبر آن را به همه نشان داد. اما نکته دوم و مهمتر آن بود که خدايي که اسلام معرفي مي کند و مسلمانان مي پرستند اساساً متفاوت از آنچه مسيحيت و يهوديت ترسيم مي کنند و پيروانشان مي پرستند است.

 

اسلام؛ بازيگر آخرالزمان

اسراييل مهمترين محور تمرکز در بررسي حوادث آخرالزمان از منظر راست مسيحي مي باشد چرا که اقدامات آن از جمله گردهم آوردن يهوديان در سرزمين فلسطين و تلاش جهت بازسازي معبد سليمان باعث بازگشت مسيح موعود به زمين خواهد شد و اين همان روزي است که راست مسيحي انتظار آن را مي کشد. بر اين اساس حمايت از موجوديت و تلاش براي بقا و تقويت اسراييل از اولويت‌هاي اساسي راست مسيحي مي‌باشد. يکي از "مهمترين حوادث آخرالزمان" که گفته مي شود در انجيل پيشگويي شده است حمله همسايگان شمالي اسراييل به اين کشور مي باشد. در زمان حيات کمونيسم، اينگونه تصور مي شد که اين حمله به رهبري شوروي انجام خواهد گرفت اما با سقوط آن، همه به اين باور رسيدند که اين اسلام و کشورهاي اسلامي هستند که بزرگ ترين تهديد براي اسراييل قلمداد مي شود.

 

راهکار مواجهه با اسلام: نفوذ و استحاله

ماهيت و عناصر تشكيل دهنده دين مبين اسلام به عنوان يك كل، نه تنها به خودي خود بلكه در عرض يكي از ارزش‌هاي پايدار سياست خارجي راست مسيحي، يعني شيفتگي نسبت به انجيلي كردن جهان و به عبارت ساده تر به معني تلاش جهت تغيير آيين غير مسيحيان به مسيحيت اهميت فراواني دارد.

اولين سلاح در مقابله با شيطان و سنگرهايش، "سلاح معنوي" است. اين بدان معني است كه جنگ با شرارت و شيطان، در وهله اول، جنگ از طريق دعاست. از اين جهت است كه در حلقه ها و جلسات سياسي راست مسيحي كه براي حل يك مشكل برگزار مي‌شود، در ابتدا از شركت كنندگان درخواست مي شود تا براي حل آن مشكل، دعا كنند و آنگاه به شنيدن راه حل‌هاي مختلف و تحليل آنها مي‌پردازند.

به عنوان مثال، گروه هدف پروژه 40-10، اكثريت قاطع غير مسيحيان ساكن در فاصله جغرافيايي 40-10 شمال استوا مي باشد. اين منطقه شامل بيشتر آفريقا، تمام خاورميانه، تمام هند و بيشتر آسيا است. اين منطقه، شلوغ ترين و پرجمعيت ترين منطقه جهان است كه معتقدين به اسلام ، هندوئيسم، بوديسم و ديگر اديان بومي در آن زندگي مي كنند. رهبران انجيلي وظيفه داشتند كه از طريق رسانه‌هايشان اين مسأله را به اطلاع عموم مردم برسانند كه كليساها و مسيحياني كه به تبليغ مشغول نيستند بايد متقاعد گردند كه يكي از "صد شهر"  را كه حكم دروازه ورود به كل منطقه 40-10 را دارند، به عنوان شهر مورد توجه خود در دعاهايشان براي پيروزي انجيلي ها برگزينند. از جمله مهمترين اين دروازه هاي ورود، قاهره، استانبول، بغداد، تهران، دهلي نو، بانكوك، پكن و توكيو هستند. با تلاش ها و پيگيري سازمان "اي.دي.2000"، تعداد بيست ميليون مسيحي از 105 كشور جهان براي 62 ملت ساكن در منطقه 40-10 دعا كردند. اين روند كلي تلاش جهت تغيير آئين غير مسيحيان از جمله مسلمانان در برخي برهه هاي زماني بصورت مشخص خود را نشان داده و حالتي تهاجمي به خود مي‌گيرد. حوادث يازدهم سپتامبر نيز در واقع، كاركردي اين چنين داشت. اصولاً در تفكر تدبيرگرايي، جهان اسلام در آخرالزمان عليه خداوند متحد مي شود و درنتيجه نابود مي گردد. اين نگاه در تفكر معاد شناختي مسيحيت سابقه اي ديرينه دارد. پيشگويان مذهبي قرون وسطي اسلام را به مثابه يك نيروي شيطاني مي نگريستند كه عاقبت آن در متون كتاب مقدس پيشگويي شده است. با آماده شدن ريچار شيردل براي جنگهاي صليبي سال 1190 ميلادي، يكي از عالمان پيشگويي در آن زمان به وي گفت كه صلاح الدين ايوبي، حاكم اسلامي و فاتح اورشليم، همان دجال است و ريچارد شيردل وي را شكست خواهد داد و شهر قدس را دوباره به چنگ خواهد آورد. اما پيشگويي وي عملي نشد و ريچارد در سال 1192 با دست خالي به اروپا بازگشت و صلاح الدين همچنان در قدرت باقي ماند. مفسرين بعدي، امپراطوري عثماني را بعنوان دجال معرفي كردند. اما فروپاشي عثماني در دهه 1920 اين پيشگويي را نيز دروغين نشان داد. با گذشت زمان، پيشگويان تدبيرگرا، اسلام را به عنوان ديني شيطاني معرفي كردند كه هرگز اميد شفاي آن وجود نداشت و عاقبت محتوم آن نابودي است. در اين ادبيات، عملاً‌ جهان اسلام با جهان عرب يكي گرفته مي شود و شيطاني بودن هريك به ديگري سرايت پيدا مي كند.

استفاده از واژه "جنگ صليبي" توسط بوش در پس حادثه 11 سپتامبر، اين ايده را به شدت تقويت كرد و جهان اسلام را عميقاً ملتهب ساخت. اگرچه بوش بخاطر دلايل آشكار ديپلماتيك از گفته خود عذرخواهي كرد و رهبران مسلمانان آمريكا را به مناسبت ماه مبارك رمضان براي مراسم افطاري به كاخ سفيد دعوت كرد اما وي و اطرافيانش تنها قرائتي خاص و آمريكا محور از اسلام را قبول داشتند و ماهيت حركات سياسي آنها بر همه آشكار بود.

با اين وجود، اين عقب نشيني ظاهري نيز براي بسياري از انجيلي ها قابل هضم و تحمل نبود. براي جري فالول، از رهبران معروف و پيشتازان نهضت راست مسيحي، پيامبر عزيز اسلام - نعوذ بالله- همچنان يك تروريست بود. وي در برنامه معروف "60 دقيقه" كه با عنوان "سربازان مسيحي صهيون" پخش مي گرديد، علناً اين موضوع را اعلام كرد. پس از توهين هاي شرم آور جري واينز به اسلام و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و تاكيد بر آن توسط رئيس جديد همايش تعميدي هاي جنوبي، ‌بوش پسر در ژوئن سال 2002، در حالي كه از طريق ماهواره براي نشست ده هزار نفري آنها سخنراني مي كرد گفت: "من و شما داراي تعهدات مشتركي هستيم". وي از آنها بخاطر "كارهاي خوبشان" تشكر كرد.

با اين وجود بايد گفت كه نظر تمام انجيلي‌ها درباره اسلام اين گونه نيست و آن را يك دين جنگ طلب تلقي نمي كنند، ولي لزوماً آن را ديني كه در راه راست قرار گرفته نيز نمي دانند. "ريچارد لند" از فعالان و رهبران گروه هاي مذهبي است كه نگرش افراطي و منفي به اسلام ندارد. اما وقتي كه بوش در سفر خود به لندن در اواخر سال 2003 در پاسخ به پرسشي درباره اسلام، به شيوه ديپلماتيك پاسخ داد كه "فكر مي كنم كه ما يک خدا را عبادت مي كنيم"، لند به آساني و سادگي گفت كه "بوش اشتباه كرده است."

 

جمع‌بندي

بي‌شک مهمترين ابزار کار راست مسيحي در مقابله با اسلام، اهريمن سازي (Demonization) از اسلام است. اين در حاليست که ارزش هاي مورد نظر راست مسيحي که در قالب محافظه کاري اجتماعي مطرح مي شوند کاملا مورد قبول اسلام است و حتي شاهد همکاري گروه هاي راستگراي مسيحي با گروه هاي اسلامي و حتي جمهوري اسلامي ايران در اين حوزه‌ها بوده ايم.

اكنون افرادي كه با نهضت راست مسيحي آشنايي هر چند اجمالي دارند از نگرش ديرينه و منفي آنها با اسلام و كشورهاي اسلامي آگاه هستند. با توجه به قدرت و کارکرد اصلي راست مسيحي در سازماندهي قوي رأي‌ دهندگان در انتخابات مختلف محلي و فدرال بايد نسبت به خطرات ناشي از نفوذ آنها در عرصه تصميم‌سازي سياست خارجي آمريكا و تلاش آنها جهت تغيير آيين مسلمانان دقت و تمرکز بيشتري کرد. در تلاش جهت مقابله با اقدامات راست مسيحي در مخدوش کردن چهره اسلام بايد بطور خاص بر بحث جهاد متمرکز شد و اين مساله را براي آنها و ديگران تشريح کرد. نکته مهم آنست که از آنجا كه ايران، يك كشور اسلامي و داراي حكومتي اسلامي است خواه ناخواه با چنين نگاهي نگريسته مي‌شود.

* منابع در تحريريه پيام صادق موجود است.

 

زير نظر اداره کل روابط عمومي و بين المللي

 دوماهنامه خبري - اطلاع رساني و فرهنگي / سال سيزدهم / شماره 71-70-69 / فروردين تا شهريور 1386