FTP         E-Mail      بازگشت

     

فهرست

نيم‌نگاهي به پژوهش در دانشگاه امام صادق عليه‌السلام

دکتر افتخاري: برروي ايده دانشگاه پژوهشي تاکيد دارم

قصد داشتيم در اين شماره مجله سراغي از اوضاع پژوهشي دانشگاه بگيريم و خوانندگان خودمان را با فعاليتهاي تحقيقاتي دانشگاه آشنا کنيم. به نظرمان آمد که شاخص‌ترين چهره‌هاي مسؤول در زمينه پژوهشي آقايان دکتر آشنا معاون سابق پژوهشي، آقاي مهندس پاکدامن،‌ مدير کل پژوهشي و دکتر افتخاري رئيس سابق مرکز تحقيقات و معاون جديد پژوهشي دانشگاه هستند و شايد بتوان با مصاحبه با اين بزرگواران از اين اوضاع مطلع شد. متاسفانه آقايان دکتر آشنا و پاکدامن بنا به مشغله‌هايشان به مجله خبري پيام صادق وقت مصاحبه ندادند اما در اين بين آقاي دکتر اصغر افتخاري در نشستي صميمي از مسائل تحقيق و پژوهش و تجربه هاي خود مطالب جالبي را با ما در ميان گذاشت. اين مصاحبه همزمان با اولين روزهاي پذيرش سمت معاونت پژوهشي از سوي ايشان انجام شده است و طبيعي است که بيشتر برروي مسائل مرکز تحقيقات متمرکز باشد.

دکتر اصغر افتخاري 38 ساله (متولد 1347) نيشابور است و فوق ليسانس و دکتراي خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه امام صادق عليه السلام اخذ کرده است. وي تاکنون 19 کتاب را تاليف و ترجمه کرده و بيش از 170 اثر (اعم از مقالات تاليفي و ترجمه‌اي، مجموعه مقالات،‌ گزارش علمي ، نقد کتاب و...) در زمينه‌هاي اجتماعي، ديني و سياسي دارد. وي عضو هيأت علمي دانشکده معارف اسلامي و علوم سياسي دانشگاه است و سوابق پژوهشي- اجرايي متعددي دارد.

ضمن تقدير از خدمات فراموش‌نشدني آقاي دکتر آشنا در سمت معاونت پژوهشي دانشگاه براي آقاي دکتر افتخاري در ادامه اين خدمات و گشودن آفاق جديدتر آرزوي توفيق مي‌کنيم.

آقاي دکتر افتخاري! رشته تحصيلي شما در دبيرستان فني بوده، چطور شد که دانشگاه امام صادق عليه السلام را براي ادامه تحصيل انتخاب کرديد؟

اين انتخاب مهم براي من متاثر از چند دليل مهم بوده است که تمام آنها در ذيل هدايت عمومي الهي معنا و مفهوم مي‌يابند. اول. ويژگي‌هاي شخصي و علايق فردي است که در بستر تربيت خانوادگي رشد يافته بود و توجه مرا به حوزه مطالعات ديني معطوف ساخته بود. دوم، به فضاي عمومي جامعه در آن سالها باز مي‌گردد. فضاي علمي - اخلاقي جامعه در آن دوران چنان بود که مباحث بين‌ رشته‌اي با محوريت دين واقعاً جذاب و مطرح بودند. لذا بسياري از دانش‌آموزن، تهييج مي‌شدند تا از توان و استعداد خود در اين راه استفاده کنند. و بالاخره مشاوره‌هاي تخصصي‌اي بود که با معلمان و دوستان در آن زمان داشتم و عموماً چنين انتخابي را پيشنهاد مي‌کردند. دو نکته ديگر نيز در اين انتخاب مؤثر بودند: يکي نام مبارک امام صادق عليه السلام و اهداف کلان، برنامه‌ها و دروس اين دانشگاه و ديگري حضور شخصيتي چون آيت الله مهدوي کني در مديريت کلان دانشگاه که ضمانت اجرايي خوبي براي تأمين اين اهداف مي‌باشند. در مجموع شناخت اوليه و تقدير الهي، بر آن شد تا مهندسي ساختمان اولويت، خود را از دست بدهد و اين رشته و دانشگاه اولويت بيابد.

شما فعاليت زيادي انجام مي‌دهيد ولي همکارانتان مي‌گويند که روحيه شما با نشاط است. چگونه مي‌توانيد اين روحيه را در خود حفظ کنيد؟

مقوله "نشاط" به عنوان امري روان شناختي، محصول چندين عامل است که تماماً در حوزة‌اختيار خود فرد نيست . اما تا آنچا که من مي‌دانم، چند اصل کلي را نمي‌توان ناديده گرفت:

اصل اول: بدانيم و باور کنيم که همگان مشکل دارند و بعبارت ديگر تنها "ما" نيستيم که مشکل داريم بلکه هر کسي در حد واندازه خود با مسايلي در زندگي‌اش مواجه است.

اصل دوم: تحصيل نشاط منوط به نبود مشکل نيست. بعبارت ديگر ما بايد در بستر همين فضاي واقعي و پر از مسايل، نشاط داشته باشيم.

اصل سوم: بعد نرم افزاري نشاط، "روحيه" است. لذا هر آنچه به تقويت روحيه کمک کند، نشاط آور است. بنظر اينجانب کمتر منبعي را مي‌توان سراغ گرفت که چون "دين" اين نقش را بتواند ايفا کند. عبادت بايد در متن زندگي باشد.

اصل چهارم: بعد سخت افزاري نشاط"تلاش مثبت" است. لذا هر آنچه که فرد را بتواند در کارش موفق بدارد و توفيقات کاري را برايش به دنبال داشته باشد، در افزايش نشاط موثر است."کار" بايد همراه با"عشق" و "علاقه" - و نه تحميل و اضطرار - باشد.

اصل پنجم. رعايت اصول اخلاق اجتماعي به تقويت نشاط کمک موثر مي‌کند. به عبارت ديگر هر کسي که بتواند بيشتر ديگران را دوست بدارد و به آنها احترام بگذارد و متقابلاً از نعمت دوست داشتن ديگران واحترام ايشان، برخورداد گردد، نشاط بيشتري خواهد داشت.

اصل ششم: سالم سازي محيط تأثير بسياري دارد. چنين بنظر مي‌رسد که حضور در محيطي با نشاط (خانه،محل کار، تحصيل و ...) افراد را تحت تأثير مثبت مي‌گذارد. يک محيط خوب در دانشگاه طبعاً دانشجويان، اساتيد، کارمندان، مديران و... را با نشاط مي‌سازد.

اصل هفتم. ورزش بايد جزئي لاينفک از زندگي باشد بنظر من وقتي برنامه روزانه خود را تنظيم مي‌کنيم، نبايد اگر جاي خالي پيدا شد، براي ورزش بگذاريم! بلکه بايد همان ابتدا جايي براي ورزش تعريف کرد.

البته شايد عوامل متعدد ديگري را بتوان سراغ گرفت، که الآن من حضور ذهن ندارم. اما پيوسته بايد از خدا طلب "نشاط" نمود و اين مهم محقق نمي‌شود مگر در تعامل سازنده ابعاد روحاني، مادي،‌محيطي و شخصيتي فرد.

شما ورودي سال 1366 دانشگاه هستيد. اگر خاطرات جذابي از دوران دانشجويي علي‌الخصوص در مورد شهداي دانشگاه داريد، براي خوانندگان نقل کنيد.

خاطرات دوران دانشجويي بسيار است، ولي با نگاه به خاطرات شيرين جبهه و جنگ بايد خدمتتان عرض کنم که با توجه به مقتضيات سني، اينجانب يکبار قبل از ورود به دانشگاه توفيق حضور در جبهه را يافتم و يکبار پس از شروع نخستين ترم که مصادف با روزهاي آخر جنگ تحميلي بود. خاطرت مربوط به شهداء متعلق به بار نخست از حضور من در جبهه است؛ چرا که الحمد الله در مرتبه دوم که با دانشجويان دانشگاه در جبهه بوديم، همه دوستان صحيح و سالم باز گشتند. البته لازم است که از بسيجي خوش اخلاق شهيد سوزنگر ياد کنم که ايثارگري عالم بود و پس از طي يک دوره انتظار، در نهايت به ديدار حضرت حق شتافت. من از دوستان شهيدم در سال 65، دو جمله بزرگ - به خاطر دارم که آن زمان کمتر واقعيت و ارزش آنها را درک کردم، اما هر چه از آن زمان بيشتر مي‌گذرد، به عمق و صحت آنها بيشتر مي‌رسم. جمله نخست مربوط به زماني مي‌شود که من و تعدادي از دوستانم، در حال بازگشت از جبهه به شهرمان بوديد. يکي از دوستان که در آن زمان دانشجو بود و در عمليات کربلاي دو به فيض شهادت نايل آمد، گفت: جنگ در جبهه بسيار دشوار بود، اما در قياس با مجادلات و جنگ‌هاي فکري بسيار راحت‌تر مي‌نمايد. ما در آن زمان، متوجه معناي اين جمله نشديم و با خود گفتيم که:"صعوبت جنگ" از همه چيز بيشتر است. اما بعداً ديديم که چگونه بعضي که در سنگري واحد بر ضد دشمن بعثي مي‌جنگيدند، در مقابل هم در عرصه سياست، صف‌آرايي کردند! والحق که موقعيت دوم دشوارتر و تحمل آن سخت‌تر بود. جمله دوم مربوط به دوست شهيدي بود که هر موقع در مراسم تشيع شهداء حاضر مي‌شد، مي‌گفت: آه چقدر "رفتن" راحت و "ماندن" دشوار است! بعداً که جنگ تمام شد و پاره‌اي از نابساماني‌هاي فرهنگي و اجتماعي، سياسي اقتصادي و غيره را ديديم، فهميدم که واقعاً "ماندن" مشکل است.

مي دانيم که تأليف کتاب کار مشکلي است. لطفا بفرماييد برنامه مطالعات درسي وغير درسي شما چطور بوده که توانسته‌ايد 19 کتاب تأليف و ترجمه نماييد.

واقع امر آن است که هر کسي بايد متناسب با شرايط فردي، خانوادگي، و کاري خود تنظيم برنامه جديد نمايد. اما براي اينکه به اين سوال پاسخي داده باشد، چند نکته را که فکر مي‌کنم کاربرد عمومي‌تري دارد، عرض مي‌کنم:

نکته اول: استمرار مطالعه

بنظر من فردي که وارد حوزه پژوهش مي‌شود. بايد از همان ابتدا مطالعه را جزو وظايف خود بگذارد. يعني کتاب‌خواني فارغ‌التحصيلي ندارد. از جمله عادت‌هاي منفي ما، کتابخواني اجباري در دوران دانشجويي و ترک مطالعه کتاب در دوره استادي است! بنظر من هر چه در رتبه‌هاي علمي بالاتر مي‌رويم، بايد بيشتر مطالعه کنيم.

نکته دوم: تمرکز حوزه مطالعاتي

با توجه به تخصصي شدن حوزه‌هاي دانش و محدوديت توانايي‌هاي فردي، لازم است که هر محقق يک حوزه مطالعاتي اصلي‌ براي خود مشخص نمايد و پس از آن کليه فعاليت‌هاي خود را در آن محيط سازمان‌دهي کند.

نکته سوّم: تنوع موضوعي

پس از مشخص شدن حوزه مطالعاتي، لازم مي‌آيد تا محقق موضوعات متفاوت- اما مرتبط- با حوزه را شناسايي و به تدريج به آنها بپردازد. بعبارت ديگر محقق نبايد از حيث موضوعي، محدود باشد چرا که پس از مدتي ديگر نکته يا ايده جديدي نخواهد داشت. اما بايد يک حوزه خاص را از منظر موضوعات مرتبط تعميق بخشد.

نکته چهارم: تعدد در روش

محقق بايد از روش‌هاي مختلف براي پژوهش و توليد متن استفاده برد. مثلاً ايده را در مقام اول بصورت سخنراني مطرح کند، تا نقد و بررسي شود. سپس آن را گزارش نمايد، سپس مقاله و همين طور مثلاً تبديل به کتاب در مجموعه مقالات شود. بدين ترتيب هزينه زمان پژوهش کاهش و کارآمدي افزايش مي‌يابد.

نکته پنجم: جديت

در حوزه پژوهش هيچ کاري رانبايد ساده گرفت. بعبارت ديگر محقق بايد هر اثري را که با نام وي توليد مي‌شود جدي تلقي کند و در قالب استاندارد الگوي مربوطه طراحي، و عرضه نمايد. عدم رعايت اين اصل به تضعيف اعتبار محقق منجر خواهد شد.

نکته ششم: شجاعت

اظهار نظر محقق واقعي بايد خودش را باور کند و صرفاً به مطالعه بسنده نکند. بلکه نقد و بررسي، نمايد. شجاعت سخنراني، شجاعت نوشتن، شجاعت نقد و ... اينها لازمه فعاليت در اين حوزه است.

نکته هفتم: توسعه شبکه ارتباطي

پژوهش در انزوا و خلاء معناي واقعي نمي‌يابد؛ لذا بايد آن را در شبکه روابط اجتماعي تعريف کرد تا ارزش عملياتي بيابد. از اين حيث بايد به تعريف روابط مؤثر، مفيد و کارآمد توجه نمود پژوهش در چنين شرايطي موثرتر وموفق‌تر است.

با توجه به اينکه شما دست پري در امر پژوهش داريد، وضعيت پژوهش در کشور را در چه سطحي مي‌بينيد. مشکلاتي که در بحث پژوهش وجود دارد را به صورت اجمالي توضيح دهيد.

در خصوص پژوهش در کشور به ويژه با نگاه به حوزه مطالعاتي‌اي که ما داريم چند نکته را به عنوان آسيب شناسي مي‌توانيم مطرح کنيم. در واقع ما در تأکيد بر حوزة پژوهش و اهميّت آن مشکلي نداريم. عمدتاً اين اصل مورد قبول واقع شده است و مديريت کلان پژوهش در کشور و حتي آموزش بر اين اصل تأکيد دارند که بايد حوزة پژوهش را ارتقاء ببخشند. اما مشکلي که ما بيشتر با آن مواجه هستيم بعد از اين تأکيد است. ما تأکيد بر اهميت پژوهش مي‌کنيم، اما سيستم آموزشي ما پژوهشگر تربيت نمي‌کند. يعني به گونه‌اي از لحاظ محتوي، نوع فعاليت در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشي(از دوران ابتدائي تا حالا) به عبارت ديگر زمينه‌هاي پژوهش را فراهم نمي‌کنيم. از لحاظ بودجه، سازمان، ساختار، در همة زمينه‌ها وقتي وارد مي‌شويم، مشکل تأمين لوازم ومقتضيات اولية پژوهش را داريم. نکتة سوم: ما تأکيد بر پژوهش مي‌کنيم، اما براي محصولات پژوهشي، ارزش کاربردي قائل نيستيم.يعني پژوهش مي‌کنيم ولي نتيجه‌اش را مي‌گذاريم در قفسه‌ها بماند. اصلاً براي خودمان الزامي يا طرح يا برنامه‌اي تعريف نکرده‌ايم، که اين پژوهش بايد در کجاي حوزة اجرائي به کار رود و نکته آخر اين است که ما بر اهميت پژوهش واقفيم اما سامان يا مديريت‌پژوهشي متخصص در اين حوزه را تعريف و ايجاد نمي‌کنيم. در واقع ما مشکل جدي که الان در حوزة پژوهشهاي علوم انساني داريم، متأثر است از پژوهشهاي ساير حوزه‌ها يعني حوزه هاي غير انساني. لذا استانداردهايي را داريم بر آن حمل مي‌کنيم، که در واقع با ماهيت اين حوزه يکسان نيست و اين منجر شده که در حوزة علوم انساني، مشکل بسياري داشته باشيم. در نگاه بنده، بحث مادّي يا نبود بودجه، فرع بر اين قضاياست. ما الآن از لحاظ مادي رديف‌هاي تعرفه زياد است. حتي پولهايي هم که تزريق مي‌کنيم، بالاست. اما بيشتر در اين چهار حوزه اوليه مشکل داريم.

آقاي دکتر! با توجه به اينکه شما اخيراً تصدي معاونت پژوهشي را پذيرا شده‌ايد، در خصوص طرحي که براي اين دوره از فعاليت پژوهشي در دانشگاه داريد، توضيحاتي را ارائه نماييد.

در مورد پژوهش در دانشگاه اينجانب بر روي ايده "دانشگاه پژوهشي" تاکيد داشته‌ام و متعاقب طرح موضوع معاونت پژوهشي دانشگاه، فرصتي فراهم آمد تا در راستاي تقويت دستاوردهاي پيشين اين معاونت، آن را به صورت عملياتي تعريف و ارائه نماييم. در واقع تصدي معاونت پژوهشي همراه با ارائه يک متن به عنوان " خط مشي فعاليتهاي پژوهشي طي دو سال آينده" صورت پذيرفته است. در خط مشي نخست ايده "دانشگاه پژوهشي" معرفي شده، سپس اصول عملياتي آن آورده شده و در پايان سياست ها پيشنهاد شده‌اند. در اينجا لازم است از رياست محترم دانشگاه جهت مطالعه "خط مشي" و ارايه نظرات اصلاحي و تکميلي تشکر نمايم. طبيعي است که با وجود "خط مشي" فعاليت هاي آتي در حوزه پژوهش، هدفمندتر به انجام خواهد رسيد. ضمناً‌ از آقايان دکتر سعيد مهدوي و دکتر آشنا نيز بايد تشکر کنم. چرا که در تهيه "خط مشي" تجارب و ايده‌هاي ايشان بسيار به کار من آمد. خلاصه کلام آن که بنا به تجربه مديريتي‌اي که تاکنون داشته‌ام، اصل اقدام به ارايه "خط مشي" را يک ضرورت مهم براي آغاز فعاليت در اين حوزه مي‌دانستم که به توفيق الهي، مساعدت رياست محترم دانشگاه و مسؤول محترم حوزه رياست به انجام رسيد.

اگر چه "خط مشي" مبسوط و حاوي نکات مختلفي است، من صرفاً در اينجا به مواردي اشاره مي‌کنم که با مديريت کلان پژوهش مرتبط است . مواردي از قبيل:

اول: اصلاح فرآيند طرح،‌ تصويب و اجراي پژوهش ها با هدف تسهيل مراحل.

دوم: تقويت سازماني معاونت هاي پژوهشي دانشکده ها.

سوم: استفاده از ظرفيت هاي بيروني دانشگاه در چارچوب اولويت هاي دانشگاه.

چهارم: توجه به ارتباطات بين المللي،‌ که مطابق گفت و گوهاي به عمل آمده، برنامه عملياتي‌اي را در دست تهيه و تصويب داريم که متعاقب نهايي شدن عرضه مي‌گردد.

پنجم: اقدام در زمينه نهادينه نمودن روابط پژوهشي دانشگاه با ساير مراکز پژوهشي مشابه با هدف ايجاد اتحاديه هاي پژوهشي جديد. طبعاً اين اقدام مي‌تواند به توليد منابع جديد وافزايش توان مندي دانشگاه کمک کند.

ششم: حمايت موثر با عطف توجه به تحصيل نتيجه در حوزه انتشار فصلنامه پژوهشي دانشگاه با درجه علمي - پژوهشي يا ترويجي که ان شاء ا... مي‌تواند به توسعه مرزهاي دانش کمک کند.

البته محورهاي ديگري نيز وجود دارد که اگر اجازه بدهيد، وقتي مقدمات آن تهيه و امکان آن حاصل آمد،‌ خدمتتان ارايه خواهد شد. البته ما در آغاز راه هستيم و بايد از خداي متعال تقاضاي توفيق نمود. يکي از مهمترين اين توفيقات ،‌بهره مندي از ديدگاه ها و پيشنهادهاي اساتيد،‌محققان دانشجويان و همکاران اجرايي است که ازطريق "پيام صادق" تقاضا مي‌نمايم ،‌حوزه پژوهشي را از آن محروم ننمايند.

درست است که جنابعالي به تازگي سمت معاونت پژوهشي را عهده‌دار شده‌ايد ولي چندين سال است که در مرکز تحقيقات مشغول به فعاليت هستيد. لطفا در مورد جايگاه و وضعيت پژوهش و تحقيقات در دانشگاه امام صادق عليه‌السلام توضيح دهيد.

هر دانشگاهي وقتي که تأسيس مي‌شود، عطف توجه به حوزه‌هاي آموزشي مي‌شود، تا هويت خودشان را پيدا کنند. اين دوره را دانشگاه ما به خوبي پشت سر گذاشته، و ساختار آموزشي و درسها و اهدف و اولويتهاي خودش را پيدا کرده است. آنچه که مهم است، هيچ نهادي حتي نهاد آموزشي نمي‌تواند در آينده نقش‌آفرين باشد، مگر اينکه بنياد پژوهش داشته باشد. حتي آموزش هم بدون توجه به بنيادهاي پژوهشي، آن اعتبار و کارآمدي خودش را از دست مي‌دهد.

اين کار چند سالي است که صورت گرفته است و تلاشهايي انجام شده است. شايد تأسيس مرکز تحقيقات از محصولات همان ايده‌ها و آرمانها بود، اگر بخواهيم با ديد آسيب شناسي به قضيه نگاه کنيم، ما در حوزة پژوهش دانشگاه خودمان بايد روي چند محور تأمل بيشتري کنيم. يکي بحث سامان است و سازماندهي حوزة پژوهش. بايد نهادهاي خاصي، متناسب با نيازهاي جامعة فعلي تعريف بشود تا بتواند اين کار را بکند. به عنوان مثال، هر دانشگاه احتياج دارد به يک حوزة رابط بين خودش و محيط بيرون؛ حوزه‌اي که بتواند نيازمندي‌هاي بيرون را شناسايي کند، توان داخلي را ارزيابي کند و اين دو را به هم پيوند بزند. دانشجوها هم يک سطح وسيعي از توانمندي هستند ولي بخشي از مشکل در بحث نهاد سازي است. يعني ما بايد نهادها را متناسب با جهان فعلي در بياوريم. دومين محوري که ما در آن مشکل داريم و بايد به آن توجه کنيم بحث توليد است. حوزة پژوهش، بدون ارائه محصولات يا توليد محصولات پژوهشي اصلاً نيست مي‌شود. احتياج داريم به چند نشريه و چندين سياست و چندين و چند نوع گزارش. اين روشها و الگوها بايد تعريف شود، حمايت مالي از آن تأمين شود و در اختيار قرار گيرد مثلاً اعضاء بايد بروند به مسافرتهاي علمي يا در مجامع علمي حاضر شوند. اينها فعاليتهايي است که از درون آن محصول به وجود مي‌آيد. ما بايد براي نظم‌دهي به حوزه پژوهش سرمايه‌گذاري بيشتري بکنيم وسوم اينکه استانداردها و مقتضيات و لوازم اوليه را فراهم کنيم. به هر حال پژوهش در يک جهان امروزي به يک سري امکانات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري نياز دارد توان دانشگاه هم محدويت خودش را دارد اما هر چقدر که بتوانيم محدوديتهارا کمتر بکنيم و به استانداردها نزديک‌تر کنيم، بهره‌وري بالاتر مي‌رود. آخرين محور هم در واقع همان بحث تربيت است. يعني دانشگاه ما بايد به سمت و سويي برود که يک نسل پژوهشگر را هم تربيت کند و همان‌طور که توانستند در حوزه‌هاي ديگر هم مطرح شوند، واقعاً يک مکتب فکري باشد که وقتي يک موضوعي در جامعه مطرح مي‌شود، بگويند حالا سراغ اينها برويم

پيرو مطالبي که عنوان فرموديد آيا کاري هم در مرکز تحقيقات براي رسيدن به اين اهداف انجام شده است؟

از موقعي که دور جديد فعاليت مرکز تحقيقات آغاز شد و ما برنامه‌اي تحت عنوان برنامة سه سالة مرکز تحققات(85/84/83) نوشتيم که الان دو سالش سپري شده است، در آنجا ما چند موردي را پيش‌بيني کرديم که اسناد آن هم منتشر شده است. گفتيم يک سري فعاليتها درمرکز تحقيقات انجام گرفته ولي بايگاني شده - همان آفتي که قبلاً گفتيم. ما بايد اينها را بياوريم و ببينيم که اگر قابل استفاده است، احيا شوند و عرضه شوند. چند ماهي را براي اين گذاشتيم و کلي زحمت‌هايي را که قبلاً کشيده شده بود مجدداً مرور کرديم تا آن مواردي را که استعداد و قابليت داشت و مشمول زمان شده بود را استخراج کنيم و ساماندهي بکنيم. اکثر اين کارها را الان در آرشيو مرکز داريم و روي سايت مرکز تحقيقات هم چکيده و عناوينش را گذاشته‌ايم، و اين مي‌تواند براي دوستاني که در آن حوزه‌ها کار مي‌کنند مورد توجه قرار بگيرد.

کار ديگري که انجام داديم اين بود که ما بايد براي حوزه‌هاي فعاليتهاي دانشجويي مجالي را تعريف مي‌کرديم تا ظرفيت بالاي دانشجويي يک مقداري فعال شود. واقعاً با محدوديتهايي که داشتيم نمي‌توانستيم تمام احتياجات آنها را برطرف کنيم ولي گفتيم آن دانشجوياني که انگيزه دارند را رها نکنيم که انگيزه‌هايشان را از دست بدهند. بياييم در يک مقدار حداقلي به آنها کمک کنيم. الحمدالله، دانشجويان از اين بخش خيلي خوب استقبال کردند. اين در واقع اولويت اولية اجرايي ما بود.

بحث اساتيد بيشتر اين بود که ما بتوانيم همان نقش رابط را ايفا کنيم. چون اساتيد از اين حيث تقاضاهاي زيادي براي پژوهش داشتند و لازم نبود که مثل دانشجويان، حمايت پژوهشي براي آنها تعريف کنيم. اما آنها احتياج داشتند به يک دفتر رابطي که بتوانند پروژه‌هاي کلان بگيرند و در آنها مشارکت کنند. ما اين نقش را ايفا کرديم و با رايزني‌هايي که با سازمانهاي مختلف داشتيم، پروژه‌هايي را در اين قالب تعريف کرديم که پارسال، اين کار عملياتي شد، و با اساتيد صحبت کرديم. خيلي از آنها پذيرفتند و با مرکز تحقيقات همکاري کردند و الآن هم در حال گفتگو هستيم براي پروژه‌هايي در سطح ملّي. ما مي‌خواستيم مرکز تحقيقات حرکت و نشاط را به حوزة پژوهش بياورد و اساتيد و دانشجويان حس کنند که حوزة پژوهش زنده است. يکي از چيزهايي که فراموش شده بود و مرکز تحقيقات تلاش کرد که آن را زنده کند، بحث اطلاع رساني مناسب بود. يعني ما در سال 83 وقتي به سايت دانشگاه مراجعه مي‌‌کرديم، اصلاً مي‌ديديم که مرکز تحقيقات از سايت دانشگاه حذف شده است . اين قدر راکد مانده بود که کم‌کم حذف شده بود. ما طي حدود 7-6 ماه و طي چند قرار داد کل سايت را بازسازي کرديم. هر کسي بخواهد به مرکز تحقيقات مراجعه کند، متن کامل بسياري از مطالب در آنجا در اختيارش است. عناوين و چکيدة کلية پروژه و کارهايمان هست. فصلنامه‌ها به صورت متن کامل آنجا هست و مي‌توانند استفاده کنند. سايت ارتباطات را فعال کرديم، حقوق آنلاين را فعال کرديم که خوشبخاته، حقوق آنلاين از آن تجربه‌هاي دانشجويي است و 2-3 سايت ديگر داريم که جنبة اطلاع رساني دارد. الان اگر کسي به سايت مرکز تحقيقات مراجعه کند، ديگر آنقدر مطلب مي‌بيند که مي‌تواند چندين ساعت در آنجا بگردد واستفاده کند و اين خوب است .امّا گام دومي که برداشتيم اين بود که تمام اين مطالب را به زبان انگليسي و عربي هم گذاشتيم‌. طبق اطلاعات ما سايت مرکز تحقيقات رتبه اول را در بين کليه بخشهاي دانشگاه دارد.

التبه در کنار اين تعاريف جديد چند وظيفه مهم به صورت متعارف به عهده مرکز تحقيقات بوده که بايد انجام مي‌داده است. ما فصلنامه پژوهشي دانشگاه را داشتيم که حالامتأسفانه بنا به مشکلاتي که داشته در بهترين حالت در سال 2 شماره منتشر مي‌شده است چندين شماره اش اصلاً منتشر نشده بود. از لحاظ محتوايي مشکل نداشت ولي مديريت مقالاتش بامشکل مواجه شده بود. برنامه ريزي کرديم که از حالت جُنگي خارج شود و هر شماره‌اش به يک موضوع خاص محدود شود و در هر فصل شماره‌اي منتشر شود. الحمدلله با کمک اساتيد موفق شديم در يک سال 4 شماره را منتشر کنيم که هر کدام به صورت تخصصي در يک موضوعي است. فصلنامه در وضع خوبي قرار گرفته و به سوي استانداردهاي وزارت علوم در حرکت هستيم تا ان شاء ا... مجوز علمي - پژوهشي را اخذ کنيم و در سطح علمي استاندارد باشيم. نکته مهم و قابل توجه ديگر اينکه، مرکز تحقيقات بايد حوزة فعاليتهاي بين رشته‌اي را تقويت مي‌کرد. ما براي اين کار قالب پروژه‌ را استفاده کرديم، و چند پروژه را در سالهاي گذشته تعريف کرديم که پروژ‌ه‌هاي کلاني هستند و به صورت 2 يا 3 جلد کتاب منتشر مي‌شوند اما براي اين‌ که کارها را منوط به فعاليتهاي يکساله‌ نکنيم، عناويني را تحت عنوان گزارش تحقيقاتي تعريف کرديم که چند شکل دارند بعضي به شکل اسناد و مدارک هستند، بعضي ويژة دانشجويان هستند، بعضي ويژة اساتيد هستند و بعضي‌ها مسائل راهبردي ياکاربردي جامعه را مد نظر دارند. از اينها توانستيم در اين 2 سال حدود 50- 60 مورد منتشر کنيم که مورد استقبال قرار گرفت. خوبي اينها اين بود که زود ثمر مي‌داد و هم دانشجو و هم استاد مي‌توانستند در توليدش با ما همکاري کنند و محصول هم سريعاً به دست مخاطب خودش مي‌رسيد. فعاليت بعدي توسعة حوزة فعاليت پژوهشي بود که ما خودمان را فقط به محققين داخل دانشگاه منحصر نکنيم و از محققين ساير دانشگاهها هم استفاده کنيم- آنهايي که در داخل چارچوب اهداف ما مي‌گنجند. الحمدلله در حد 2 سالي که ما اينجا به اين کار پرداختيم، بالغ بر 35 تا 40 نفر از اساتيد خارج دانشگاه در قالب فعاليتهاي مختلف، اعم از تهية گزارش، نگارش مقاله، ويراستاري محتوايي، ارزيابي و ... با ما رابطه برقرار کردند. در واقع شبکه‌ محققين ما شدند و توانستند کار ما را به جلو ببرند.

يک خبري هم شنيده‌ايم که فصلنامة پژوهشي و انديشة صادق قرار است به صورت جداگانه و توسط دانشکده‌ها چاپ شود. آيا بحث به صورت جدي پي‌گيري مي‌شود يا خير؟

بينيد يک ايده‌اي وجود دارد مبني بر اينکه وقتي دانشکده‌ها فعال شوند در يک حوزه‌اي، ديگر لازم نيست مرکز تحقيقات در‌آن حوزه سرمايه‌گذاري کند. به عبارت ديگر مرکز تحقيقات زمينه‌‌هايي را تعريف و تقويت مي‌‌کند و همين که ديگران بودند که توانستند آن اهداف را محقق کنند، خوب، بهتر است آنها را واگذار کند و برود سراغ فعاليتهاي جديد. هم معاونت پژوهشي دانشگاه هم بنده نسبت به اصل اين قضيه نگاه مثبتي داريم. اما در مصاديق تفاوتهايي وجود دارند. مثلاً در مورد فصلنامة پژوهشي با توجه به تجربه‌اي که تا الآن وجود دارد، ما هنوز به چنين مصوبه‌اي نرسيده‌ايم. چرا؟ به خاطر اينکه، نشريات تخصصي دانشکده‌ها، عملاً نشان داده‌اند که با مشکلات مواجه هستند. لذا مصوب شد مرکز تحقيقات حمايت خودش را از فصلنامه‌هاي تخصصي دانشکده‌ها توسعه بدهد. يعني طرح تجميع نشريات تخصصي دانشکده‌ها در مرکز تحقيقات، فعلاً تصويب شده است که ما چون تجربة اجرايي فصلنامة پژوهشي را داريم، بياييم همان خدمت رساني را نسبت به نشريات تخصصي دانشکده‌ها، اعمال کنيم که آنها هم در همين چارچوب از لحاظ زماني و توليدي برسند.

به نظر شما دانشگاه امام صادق عليه السلام توانسته است به اهداف علمي واخلاقي خود برسد؟

در خصوص اهداف دانشگاه امام صادق عليه السلام بايد توجه داشت که: اولاً اين اهداف بسيار عالي و کلان هستند که مستند به سند رسالت دانشگاه مي‌توان اين نکته را درک کرد. ثانياً در بستر زمان تحول و تکامل مي‌يابند. لذا اين اهداف پيوسته و هميشه مطرح هستند و انجامي براي آنها نمي‌توان قايل شد. اما در واحد زمان، مي‌توان ارزيابي موردي کرد. با اين رويکرد، اگر به تعداد دانش‌آموختگان، متون توليد شده توسط دانش‌آموختگان حضور پررنگ دانش‌آموختگان در مراکز مختلف آموزشي، اجرايي، پژوهشي و مهمتر از همه به هويت توليد شده با عنوان امام صادق عليه السلام توجه نماييم. مي‌توان ادعا کرد که دانشگاه توفيقات بسيار ارزنده‌اي را داشته است. البته سطح توقعات افزايش يافته و اين بدان معناست که مجموعه دانشگاه بايد تلاش بيشتري نمايد. در مجموع دانشگاه امام صادق عليه السلام بنايي است که بر اساس تقوي بنياد نهاده شده و لذا تا بر اين اصل استوار باشد، خدمات و حسنات آن استمرار خواهد داشت. نکته مهمي که در اينجا من مايل به تصريح آن هستم، اين است که دانشگاه امام صادق عليه السلام توانست به يک آرمان و يک ايده متعالي،"عينيّت" ببخشد. دانش‌آموختگان اين دانشگاه مسئوليت بسيار سنگيني دارند؛‌چرا که قرار است- و چنين تعريف شده است- که ايشان بايد مصداقي عيني براي سياست، اقتصاد، فرهنگ، مديريت و حقوق"اسلامي" باشند. از"ما" دانش‌آموختگان توقع مي‌رود که اين نقيصه و کمبود را که همگان بدان اعتراف دارند، برطرف سازيم. لذا بايد اين نگاه بنظر مي‌رسد که کمتر نهادي را بتوان سراغ گرفت که در ايران با چنين رسالت بزرگي تعريف شده باشد. بزرگي اهداف، مي‌طلبد که همت ما بلند باشد و به "اندک" راضي نشويم.

چه توصيه‌هايي به دانشجويان دانشگاه امام صادق عليه السلام داريد تا در فعاليتهاي پژوهشي موفقيت بيشتري کسب کنند؟

در سوال‌هاي قبلي به برخي از نکات که بنظرم مهمتر مي‌رسيد، اشاره کردم.اما اگر بخواهم بعنوان يک دانشجوي امام صادقي، سخن بگويم؛ چند مطلب را نبايد فراموش کنيم که مي‌تواند رمز موفقيت همه ما باشد.

اول: استفاده حداکثري از زمان حضور در دانشگاه. اين دوره به سرعت سپري مي‌شود، بايد از آن براي خواندن و خودسازي استفاده کرد. مزيت نسبي اين محيط آن است که امکان تحصيل هر دو را به ما مي‌دهد.

دوم: خودمان را به فراگيري صرفاً مطالب درسي محدود نکنيم وتوسعه مرزهاي دانش را در نظر داشته باشيم.

سوم: کار و کسب درآمد مالي را اولويت نخست در دوران تحصيل قرار ندهيم.اگر از نعمت‌ بهره‌مندي حداقلي مالي برخورداريم، مطالعه و پژوهش را به قيمت درآمدهاي اندک حاصل از تدريس و يا ساير کارهاي اجرايي زمان‌بر، از دست ندهيم.

چهارم: از فرصت استفاده از تجارب اساتيد حداکثر بهره‌برداري را بنماييم. بسياري از اين اساتيد(حوزه علم و اخلاق) بعداً در دسترس ما نيستند! لذا اين فرصت را غنيمت شماريم.

پنجم: سامان دهي به مطالعه و تحقيق را از همين الآن آغاز کنيم. بدين معنا که نتايج مطالعات، تحقيقات درسي، و ... را دور نريخته و با نظم دهي به آنها امکان استفاده از آنها را در آينده براي خود فراهم آوريم.

ششم: اخلاق فردي، اجتماعي وعلمي را در خود تقويت کنيم. خوش‌اخلاقي و ادب، جايگاه فرد را در حوزه دانش و پژوهش نيز ارتقاء مي‌دهد. هفتم: تا حد امکان مهارت‌هاي نوين و ضروري را فرا بگيريم. زبان، نحوه بيان، آداب سخنراني، آشنايي با نرم‌افزارها و ... همه از ضرورت‌هايي هستند که در آينده به کارمان مي‌آيد ولي تحصيل آنها در آينده ضرورتاً ساده وممکن نيست. خلاصه کلام آنکه "ما" بايد"خودمان" را باور کنيم، "امکانات‌مان" را بشناسيم و از همين الآن براي آينده تلاش کنيم.

با تشکر از شما نظرتان در مورد پيام صادق چيست؟

متشکر و خيلي ممنون. پيام صادق در واقع، شأنش به همين پيام بودن و صادق بودنش است که از اين طريق توانسته است به عنوان يکي از نشريات خوب دانشگاه مخاطبين خاص خودش را جذب کند و چهرة عمومي دانشگاه را ترويج ‌کند و جنبه‌هاي خبري تحليلي و همة اينها را با هم جمع کند و استمرار داشته باشد و اين خيلي مزيت بالايي است. پيام صادق از لحاظ شکل و طراحي روبه رشد بوده است. اين نکتة مثبتي است. پيام صادق از لحاظ محتوايي خودش را از حوزة خبري صرف آورده است بيرون. اينها نکات مثبتي است. لذا مجموعة اينها نشان مي‌دهد که پيام صادق يک الگوي بومي شده براي دانشگاه امام صادق عليه‌السلام است و در واقع شايد نتوانيم نشريه خبري صرف بر آن اطلاق کنيم. مجموع اين ملاحظات نشان دهندة همت و تلاش دوستان اين مجموعه است. ما هم به سهم خودمان تشکر مي‌کنيم. ان شاءالله که پيام صادق بيش از پيش موفق و همين طور پرمخاطب باشد.

 

زير نظر اداره کل روابط عمومي و بين المللي

 دوماهنامه خبري - اطلاع رساني / سال دوازدهم / شماره 65-63 / فروردين تا شهريور 1385